در حوزه مدیریت خدمات فناوری اطلاعات و بهبود فرآیندهای سازمانی، چرخه دمینگ (PDCA) یکی از بنیادیترین مدلهای کنترل کیفیت و توسعه مستمر محسوب میشود. این چرخه با تکیه بر منطق سیستماتیک «برنامهریزی، اجرا، بررسی و اقدام»، بستری برای شناسایی نقاط ضعف، ارزیابی عملکرد و اصلاح تدریجی فرآیندها فراهم میکند.
در محیطهای IT، چرخه دمینگ ابزاری کلیدی برای تضمین پایداری خدمات، بهینهسازی جریانهای کاری و اجرای مؤثر روشهای استانداردسازی مانند ITIL است. تکرار این چرخه سبب یادگیری سازمانی، کاهش خطاهای عملیاتی، و ارتقای کیفیت سرویسها در چارچوبی دادهمحور و قابل اندازهگیری میشود.
فرقی نداره در کدوم صنعت فعالیت دارین یا چه محصولات و خدماتی رو ارائه میدین؛ کسب و کار شما دائما باید در حال بهبود باشه تا با بازار رقابتی و نیازهای در حال تحول مشتریان هماهنگ بمونه.
این روند تغییر اختیاری نیست و اگر قصد دارین موفق بشین ضروری محسوب میشه. واقعیت اینه که کسب و کارهایی که بهبود و تکامل پیدا نمی کنن در نهایت منقرض میشن. اما وقتی که تغییر در سازمان شما مورد نیاز هستش چطور اون رو پیاده سازی می کنین؟
اقدام ناخواسته بدون برنامه ریزی میتونه بیشتر آسیب زا باشه تا سودآور. به جای رویکردی کورکورانه نسبت به تغییر، شاید بهتر باشه از یک فلسفه تولید ناب تحت عنوان چرخه دمینگ یا PDCA کمک بگیرین.
چرخه دمینگ یا PDCA چیه؟
PDCA مخفف عبارت Plan-Do-Check-Act به معنی برنامه ریزی، انجام، بررسی و اقدام هستش. این مدل یک ابزار مدیریت پروژه چهار مرحله ایه که به اجرای بهبود مستمر به کسب و کارها کمک می کنه. چرخه دمینگ شامل آزمایش سیستماتیک راه حل های ممکن، ارزیابی نتایج و اجرای راه حال هاییه که کارآمد هستن.
در این شیوه قبل از به روزرسانی رویه ها و روش های کاری در سطح شرکت، پیشرفت های آزمایشی رو در مقایس کوچک بررسی می کنیم.
نام های دیگه ای برای PDCA در نظر گرفتن که شامل PDSA (مخفف Plan-Do-Study-Act) میشه. همچنین به اون چرخه دمینگ (Deming) و چرخه شوهارت (Shewhart) هم گفته میشه. این مدل مبتنی بر روش علمی حل مساله هستش و توسط دکتر ویلیام ادواردز دمینگ که از نظر خیلی ها رهبر فکری پیشرو در کنترل کیفیت مدرن به حساب میاد، رایج شد.
وقتی که دمینگ در یک برنامه تعمیر و نگهداری اعمال میشه، میتونه بهبود مستمر رو تسریع کنه و در بهینه سازی فرآیندها و عملیات به شرکت کمک کنه. اگر هر مرحله به طور مداوم و صحیح انجام بشه، تکرارها میتونن سریع تر انجام بشن و این یعنی بهبودها هم سریع تر اتفاق می افته.
چهار مرحله مدل PDCA

همون طور که قبلا گفتیم، نزدیک شدن بدون برنامه به تغییرات میتونه برای کسب و کار شما فاجعه ایجاد کنه. در همین راستا، اقدام بر اساس یک برنامه بدون ارزیابی پیشرفت شما به همون اندازه میتونه خطرناک باشه.
چرخه PDCA با هدف از بین بردن این مسائل با یک فرآیند چهار مرحله ای که در اون اجرای هر مرحله ضرورت داره به شما کمک می کنه. اجرای هر مرحله از اونجایی ضروریه که شما رو برای موفقیت در مرحله بعدی آماده می کنه. اجازه بدین به این مراحل و اون چیزی که ارائه میدن، نگاه دقیق تری داشته باشیم.
1) برنامه ریزی کنین
برای طراحی برنامه ای که با موفقیت تغییر مورد نظر رو در سازمان شما اجرا کنه، باید سوالات زیر رو از خودتون بپرسین:
- مشکلی که با اون مواجه هستین چیه؟
- برای رفع این مشکل به چه منابعی نیاز دارین؟
- در حال حاضر چه منابعی رو میتونین در اختیار ما قرار بدین؟
- چطور میتونین این مشکل رو با منابع موجود خودتون به بهترین نحو حل کنین؟
- موفقیت از نظر شما چطور به نظر میرسه؟
بسته به بزرگی مشکل، این مرحله ممکنه سریع و آسون باشه؛ یا ممکنه هفته ها یا حتی ماه ها مورد بحث و گفتگو قرار بگیره تا در نهایت به یک برنامه عملی دست پیدا کنیم. از نظر تئوری، هر چقدر زمان بیشتری رو در این مرحله بگذرونیم، بقیه مراحل آسون تر میشن.
2) انجام بدین
وقتی برنامه ریزی تموم شد، وقتش رسیده که ایده های خودتون رو عملی کنین. مهم ترین چیزی که در این مرحله باید در نظر داشته باشین اینه که مهم نیست برنامه چقدر اصولی و دقیق باشه، به هر حال مسائل و مشکلاتی به وجود میان. این مشکلات رو به شکلی در نظر داشته باشین که بتونین در مسیر خودتون باقی بمونین و اونها رو به آرومی حل کنین.
معمولا این شیوه در محیط های کوچک تر و کنترل شده انجام میشه تا بتونین از اشتباهات خودتون درس بگیرین و اونها رو اصلاح کنین.
ارتباط مناسب بین اعضای تیم شما به محدود کردن تعداد مشکلات کمک می کنه؛ علتش اینه که هر کسی از مسئولیت ها و انتظارات خودش تصور واضحی داره.
3) بررسی کنین
مهم ترین مرحله اجرای تغییر که اغلب نادیده گرفته میشه، بررسی هستش. طرح شما در محیط کنترل شده چطور عمل کرد؟ آیا اهداف شما محقق شد یا در هنگام اجرا شکست خورد؟ الان وقتیه که باید ایرادات موجود در فرآیند رو شناسایی و اونها رو اصلاح کنین.
حتی اگر به طور کامل شکست نخورده باشین، باز هم میتونین فرصت هایی رو برای بهبود اثربخشی فرآیندتون شناسایی کنین. در هر صورت انجام دادن این مرحله ضروری هستش.
4) عمل کنین
بعد از برنامه ریزی، اجرا و بررسی فرآیند تغییر، حالا وقتش رسیده که بر اساس اون عمل کنین. اگر در مرحله بررسی تعیین کردین که به اهداف خودتون رسیدین، میتونین برنامه اولیه خودتون رو اعمال کنین.
این فرآیند حالا به استاندارد و بهرورش های این جنبه از سازمان شما تبدیل میشه. همچنین میتونین به اون به عنوان نقطه پرش برای اجرای تغییر بعدی سازمان نگاه کنین.
چرخه PDCA بعد از رسیدن به هدف اولیه متوقف نمیشه، چرا که یک سیستم پیوسته هستش که باید به طور مداوم اون رو بررسی کنین. خبر خوب اینه که هر چقدر بیشتر با این مدل کار کنین، پیاده سازی اون آسون تر میشه. این برنامه برای هر کدوم از اعضای تیم شما هستش و کمک می کنه تا در کسب و کار خودتون به نقاط اوج جدیدی برسین.
چرخه دمینگ (PDCA) و کایزن

فرآیند PDCA شبیه فلسفه تجاری ژاپنی مشهور یعنی کایزن (Kaizen) هستش. وقتی کایزن رو ترجمه کنیم به مفهوم «تغییر برای بهتر شدن» یا «بهبود مستمر» میرسیم. کایزن جاییه که همه کارکنان با افزایش کارایی در محیط کار، در بهبود بهره وری نقش دارن. مشابه چرخه دمینگ (PDCA)، کایزن بهبود مستمر رو از طریق ایجاد تغییرات کوچک و تدریجی هدف قرار میده.
از نمونه تغییراتی که ممکنه از طریق کایزن یا PDCA ایجاد بشن میشه به استفاده از سیستم های جدید، حذف ضایعات یا پیاده سازی تحویل به موقع هستش. لازم نیست همه تغییرات کوچک یا تدریجی باشن.
مفهومی که در پشت دمینگ (PDCA) و کایزن قرار داره اینه که فرهنگ یک سازمان تعییر می کنه چون کارکنان یاد می گیرن مشکلات رو حل کنن و تفکر انتقادی داشته باشن. چرخه PDCA ایده های کارکنان رو آزمایش و اونها رو بهبود میده و در صورتی که پتانسیل خوبی داشته باشن، اونها رو اجرا می کنه.
چرخه یک فرآیند تکراریه که به طور مداوم مفاهیم رو آزمایش می کنه و پیشرفت ها رو ارتقا میده.
مزایای به کارگیری مدل دمینگ (PDCA)
چرخه PDCA طوری طراحی شده که یک فرآیند تکرار شونده یا قابل تکرار باشه. میشه اون رو هر چند بار که برای رسیدگی به یک مشکل لازمه، بارها و بارها استفاده کرد. ارزش اون نمیشه به عنوان یک ابزار تنظیم استاندارد دست کم گرفت.
افراد سازمان شما میدونن که فرآیندی برای رسیدگی به مشکلات وجود داره و نقش خودشون رو در حل اون مشکلات درک می کنن. بهبود مستمری که PDCA افراد رو به اون تشویق می کنه میتونه به سازمان شما مزیت رقابتی متمایزی نسبت به شرکت های دیگه در صنعت بده. افزایش بهره وری و کارایی به دلیل استفاده از چرخه دمینگ (PDCA) باعث افزایش سودآوری کسب و کار و همین طور رضایت مشتری شما میشه.
یکی دیگه از مزایای مهم چرخه دمینگ کاهش خطر هستش. چرخه طوری طراحی شده که خطاها و اشتباهات رو در فرآیند شناسایی، اونها رو تجزیه و تحلیل و پیشرفت ها رو آزمایش کنه و در نهایت اگر لازم بود فرآیند رو تکرار کنه. اینطوری مشکلات ادامه پیدا نمی کنن و باعث ایجاد ضرر برای کسب و کارتون نمیشن.
خطر هم کاهش پیدا می کنه، چون دمینگ (PDCA) یک راه عالی برای آزمایش یک تغییر در مقیاس کوچک ب حساب میاد که قبل از اجرای تغییرات در سراسر شرکت میتونین حداکثر بهره رو از اون ببرین.
نکات و بهروش ها برای اجرای چرخه PDCA
پیاده سازی چرخه PDCA میتونه ابزار ارزشمندی برای بهبود مستمر در سازمان ها باشه. در این بخش میتونین با چند نکته و بهروش هایی که باید هنگام پیاده سازی چرخه دمینگ در نظر بگیرین، آشنا بشین.
تعریف فرآیند و هدف بهبود
در گام نخست چرخه دمینگ، لازم است فرآیندی که قرار است بهبود یابد بهصورت شفاف و مستند تعریف شود. این تعریف باید شامل وضعیت فعلی فرآیند، نقاط ضعف، گلوگاهها، مراحل اجرایی و تعامل آن با سایر فرآیندها باشد. علاوه بر این، باید نتایج مورد انتظار از بهبود (مانند کاهش زمان، افزایش کیفیت، کاهش خطا یا افزایش رضایت ذینفعان) بهطور دقیق مشخص شود. شفافیت در تعریف فرآیند، پایه تصمیمگیریهای دادهمحور در مراحل بعدی چرخه PDCA است و از اجرای تغییرات مبهم یا غیرهدفمند جلوگیری میکند.
تعیین معیارهای سنجش موفقیت
پس از تعریف فرآیند، باید معیارهای مشخص، قابل اندازهگیری و مرتبط با اهداف بهبود تعیین شوند. این معیارها معمولاً بهصورت شاخصهای کلیدی عملکرد (KPI) تعریف میشوند و امکان مقایسه وضعیت قبل و بعد از بهبود را فراهم میکنند. معیارها باید واقعبینانه، قابل جمعآوری و قابل تحلیل باشند؛ بهگونهای که بتوان تأثیر واقعی تغییرات را بر عملکرد فرآیند ارزیابی کرد. بدون معیارهای شفاف، بررسی اثربخشی اقدامات بهبود عملاً امکانپذیر نخواهد بود.
برنامهریزی و آمادهسازی
در این مرحله، یک برنامه اجرایی جامع برای پیادهسازی بهبود فرآیند تدوین میشود. این برنامه باید شامل فعالیتهای لازم، منابع انسانی و فنی، مسئولیتها، ریسکهای احتمالی و زمانبندی اجرای هر مرحله باشد. برنامهریزی دقیق کمک میکند تغییرات بهصورت کنترلشده و بدون ایجاد اختلال در عملیات جاری اجرا شوند. همچنین در این مرحله باید ابزارهای موردنیاز برای جمعآوری دادهها و پایش نتایج نیز از پیش آماده شوند.
پیادهسازی و مشاهده
پس از آمادهسازی، بهبود فرآیند طبق برنامه اجرا میشود. در این گام، تمرکز اصلی بر اجرای کنترلشده تغییرات و مشاهده دقیق رفتار فرآیند است. تمامی تغییرات اعمالشده، مشکلات احتمالی، بازخوردها و دادههای عملکردی باید بهصورت منظم ثبت شوند. جمعآوری دادهها در این مرحله نقش حیاتی دارد، زیرا مبنای اصلی تحلیل و تصمیمگیری در مرحله ارزیابی خواهد بود.
ارزیابی نتایج و تحلیل عملکرد
در مرحله ارزیابی، دادههای جمعآوریشده با معیارهای از پیش تعریفشده مقایسه میشوند تا مشخص شود آیا اهداف بهبود محقق شدهاند یا خیر. این تحلیل باید بهصورت واقعبینانه و مبتنی بر شواهد انجام شود و صرفاً به نتایج عددی محدود نماند، بلکه اثرات جانبی تغییرات نیز بررسی شود. در صورت مشاهده انحراف از اهداف، تنظیمات لازم اعمال شده و دلایل عدم موفقیت بهدقت تحلیل میشوند.
بهبود مستمر و تکرار چرخه
چرخه دمینگ یک فرآیند یکباره نیست، بلکه مدلی تکرارشونده برای بهبود مستمر است. درسهای آموختهشده از هر چرخه باید مستندسازی شوند و بهعنوان ورودی چرخه بعدی مورد استفاده قرار گیرند. با تکرار مستمر PDCA، سازمان بهتدریج به بلوغ فرآیندی بالاتری میرسد و بهبودها به بخشی از فرهنگ کاری تبدیل میشوند، نه اقداماتی مقطعی.
درگیر کردن افراد مناسب و ایجاد فرهنگ بهبود مستمر
موفقیت چرخه دمینگ بهشدت وابسته به مشارکت فعال افراد و تیمهای شایسته است. انتخاب افراد مناسب و درگیر کردن آنها در تصمیمگیریها و اجرای بهبودها، حس مالکیت و مسئولیتپذیری را افزایش میدهد. زمانی که کارکنان نقش خود را در بهبود فرآیندها درک کنند، بهبود مستمر از یک دستور مدیریتی به یک باور سازمانی تبدیل میشود.
ارتباطات مؤثر و آموزش
برای اجرای موفق چرخه PDCA، لازم است ارتباطات شفاف و آموزش هدفمند در سازمان برقرار باشد. تمامی ذینفعان باید از اهداف، مراحل چرخه دمینگ و نقش خود در آن آگاه باشند. آموزشهای کاربردی و پشتیبانی مستمر به کارکنان کمک میکند تا فرآیند بهبود را بهتر درک کرده و مشارکت مؤثرتری داشته باشند. ضعف در ارتباطات معمولاً یکی از دلایل اصلی شکست پروژههای بهبود است.
جشن گرفتن موفقیتها و اشتراکگذاری نتایج
در نهایت، موفقیتهای حاصل از اجرای چرخه دمینگ باید بهصورت رسمی شناسایی و جشن گرفته شوند. بهاشتراکگذاری نتایج مثبت با کارکنان و ذینفعان، انگیزه مشارکت در چرخههای بعدی را افزایش میدهد و فرهنگ بهبود مستمر را تقویت میکند. این اقدام ساده اما مؤثر، نقش مهمی در پایداری تغییرات و افزایش تعهد سازمانی دارد.
مثالی از نحوه اعمال چرخه PDCA
نمونه ای از نحوه استفاده از چرخه PDCA در مدیریت موجود هستش. جابجایی یا گم شدن موجودی خیلی راحت اتفاق میفته. اگه به حجم زیادی از موجودی سر و کار داشته باشین حتی ممکنه ندونین برای هر دارایی چند قطعه یدکی در دسترس هستش. در چنین شرایطی، چرخه دمینگ میتونه به شما کمک کنه تا روش انبار کردن و سازماندهی موجودی خودتون رو بهینه کنین.
میتونین با ایجاد یک رویه و چک لیست دقیق برای نحوه مستندسازی اقلام هنگام ورود به مرکز و مکان انبارش اونها، یک آزمایش رو اجرا کنین. هر مرحله از مدل PDCA رو ارزیابی کنین و ببینین در کجا ممکنه شکاف های ارتباطی بین کارکنان مسئول در هر مرحله وجود داشته باشه. ممکنه در نحوه تنظیم مراحل در دستورالعمل ها و چک لیست شفافیت وجود نداشته باشه.
به تکرار فرآیند ادامه بدین تا همه ذینفعان از رویه جدید مستندسازی موجودی جدید راضی باشن و بعدش برنامه ای رو ایجاد کنین تا رویه جدید برای موجودی قدیمی هم قابل اجرا باشه.
یکی از فواید چرخه PDCA اینه که به جای حدس زدن، نتایج واقعی و قابل تایید رو در اختیارتون قرار میده. همچنین به شما اجازه میده تا به راحتی هر جنبه از عملیات خودتون رو تا زمانی که به نتیجه دلخواه برسین، تغییر بدین.
چرخه دمینگ (PDCA) این توانمندی رو به شما میده تا به جای صرف زمان زیاد برای تجزیه و تحلیل وضعیت و ارزیابی ریسک ناشی از هر تغییر، بر روی اجرای بهبودهای واقعی تمرکز کنین.
نمونه های واقعی از پیاده سازی چرخه دمینگ
- تویوتا

به گزارش FXSSI، شرکت تویوتا موتور در سال 2021 از نظر درآمد هفتمین شرکت بزرگ در جهان بود. کایزن و تویوتا مترادف هستن؛ چون اصول تویوتا و راه تویوتا ایده بهبود مستمر در سیستم تولید رو تعریف می کنه. کارکنان تویوتا برای پیدا کردن شیوه های ناکارآمد و طراحی راه هایی برای بهبود اونها مشوق هایی دریافت می کنن و استفاده از چرخه دمینگ از تصمیم گیری سریع پشتیبانی می کنه.
- نایک

به اعتقاد نایک، فلسفه تفکر ناب (Lean) و مدل کایزن مشابه هم هستن. این شرکت تفکر ناب رو پایه و اساس چگونگی پیشرفت خودش در تولید پایدار معرفی کرده. نایک برای حل مشکلات و ارائه محصولات با کیفیت در زمان مناسب به بازار از نزدیک ترین افراد به کار استفاده می کنه.
وقتی که این تولیدکننده کفش ورزشی برجسته به دلیل پرداخت دستمزدهای پایین مورد انتقاد قرار گرفت، از PDCA برای توانمندسازی کارکنان، شرکا و مشتریان خودش استفاده کرد.
مشوق هایی برای بهبود شرایط کار به کارخانه ها ارائه شد و یک سیستم امتیازدهی عملکرد تاسیسات تولید رو ارزیابی کرد. این شرکت شرایط رو برای کارگران بهبود بخشید، ضایعات رو حذف کرد و مدیران ارزش گرا رو به کار گرفت. تعهد به روش های تفکر ناب و کایزن به نایک کمک کرد تا ارزش تولیدات خودش رو از حدود 100 میلیارد دلار در سال 2015 به بیش از 200 میلیارد دلار در سال 2021 افزایش بده.
سوالات متداول در خصوص چرخه PDCA
آیا PDCA همون مدیریت کیفیت جامع (TQM) هستش؟
مدیریت کیفیت جامع (TQM) که پیش درآمد شش سیگما هستش، فلسفه PDCA رو هم شامل میشه، اما یک قدم فراتر میره.
به گزارش اسمارت شیت، به نقل از مارلون والترز، بنیانگذار و مدیر عامل گروه مشاوره هورایزن؛ با TQM شما باید منتظر بمونین تا مشتریان خودشون تایید کنن که محصول خوبه. با شش سیگما، شما حدس نمی زنین که محصول شما خوبه یا نه؛ شما این رو میدونین. اگر بازار خودتون رو به درستی شناسایی کرده باشین و محصولتون بهترین تناسب رو برای جایگاه خودش داشته باشه، میدونین که از منظر فرآیندی، بهترین محصول رو دارین.
کایزن یا PDCA، بیشتر یک فلسفه برای نحوه سازماندهی محل کار بزرگتر و نحوه مشارکت دادن همکاران هستش. این دو فلسفه خیلی به منتظر موندن برای دریافت بازخورد یا نتایج بررسی مشتریان ارتباط نداره. هم PDCA و هم TQM کل شرکت رو مسئول بهبود مستمر میدونن.
تفاوت بین PDCA و شش سیگما چیه؟
تفاوت بین ODCA و شش سیگما در اینه که شش سیگما یک اصل مدیریتی فراگیره که دمینگ رو به عنوان بخشی از ساختار خودش شامل میشه. PDCA نحوه اجرای شش سیگما رو توضیح میده؛ PDCA یعنی فرآیند برنامه ریزی، انجام، بررسی و عمل. شش سیگما اون رو روش DMAIC (تعریف، اندازه گیری، تجزیه و تحلیل، بهبود و کنترل) تعریف می کنه.
به گفته والترز، PDCA مردم محوره، در حالی که شش سیگما مبتنی بر فرآیند هستش. به عنوان مثال، عبارت تعریف در شش سیگما، عنصر انسانی رو حذف می کنه و عبارت اندازه گیری روی داده ها قرار متمرکز هستش.
تفاوت بین PDCA و PDSA چیه؟
PDCA به معنای برنامه ریزی، انجام، بررسی و عمله، اما PDSA مخفف برنامه، انجام، مطالعه و عمل هستش. اونها هر دو مدل های حل مساله تکراری و چهار مرحله ای هستن که برای بهبود فرآیند استفاده میشن. تفاوت اصلی اینه PDCA که قبل از مدل PDSA توسعه پیدا کرده، دارای مرحله بررسی هستش.
در این مرحله تیم با بررسی نتایج مورد انتظار با نتایج واقعی، تعیین می کنه که آیا چیزی که قصد دستیابی به اون رو داشتن، واقعا رخ داده یا نه. بنابراین، دمینگ برای هر چرخه در فرآیند، یک بررسی داخلی رو انجام میده.
جمع بندی
چرخه PDCA، PDSA، کایزن و شش سیگما همگی راه های اثبات شده برای بهبود مستمر فرآیندها هستن. خیلی از شرکت ها از جمله نایک، تویوتا، کلینیک مایو و خیلی دیگه بعد از به کارگیری یک یا چند استراتژی تکرار شونده، رشد چشمگیری رو تجربه کردن.
این روش ها فرهنگ یک کسب و کار رو تغییر میده تا همه ذینفعان ورودی داشته باشن و بتونن به عنوان حل کننده مشکلات و متفکران انتقادی عمل کنن. نتیجه این تغییر فرهنگ، در اختیار داشتن ایده های بیشتر و بهتر برای تغییر هستش.
وقتی که یاد بگیرین برنامه کنین، انجام بدین، بررسی کنین و در نهایت عمل کنین، پیاده سازی تغییرات در سراسر سازمان شما کار خیلی سختی نیستش. اما به یاد داشته باشین که اگر قرار باشه کسب و کارتون به رشد و شکوفایی ادامه بده، پیاده سازی این چرخه ها ضروری هستش.
12 پاسخ
خسته نباشید واقعا
مقاله خوبی بود و خوب چرخه دمینگ رو توضیح دادین ممنونم
سلام شما هم خسته نباشین
خواهش میکنم امیدواریم کمکی کرده باشیم
سلام و عرض ادب
مطلب مطلب مفیدی بود و به خوبی چرخه دمینگ رو توضیح دادین بسیار سپاسگزار
سلام وقتتون بخیر باشه
خواهش میکنم ممنونم از شما امیدوارم که کمکی کرده باشیم
سلام و خسته نباشید
چرخه دمینگ خیلی به بهبود فرآیندها کمک میکنه ممنونم از مطلب خوبتون
سلام وقتتون بخیر شما هم خسته نباشید
بله چرخه PDCA خیلی به بهبود فرآیند ها کمک میکنه
ممنونم از ثبت نظرتون
عالی بود ممنونم بابت مطلبتون بسیار مفید بود
سلام وقتتون بخیر باشه
خواهش میکنم. خوشحالیم که کمکتان کردیم
ممنونم ازتون که این چرخه به این مهمی رو کامل توضیح بدین
عالی بود
سلام وقتتون بخیر باشه
خواهش میکنم امیدوارم که کمکتون کرده باشیم
سلام
چرخه دمینگ چجوری به ارتقای مدیریت عملکرد کسب و کار کمک میکنه؟
چرخه دمینگ به کمک تعیین اهداف، انجام آزمونها و بررسی نتایج، شناسایی اشکالات و نقاط ضعف، و انجام اقدامات تصحیحی و پیشگیریی، به بهبود مدیریت عملکرد کسب و کار کمک میکند.